حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
246
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
نهاد و در آن ساكن شد . پس از چندى خواست در انبار اقامت كند و شهر معروف خود را در آن ساخت و هنگامى كه از دنيا رفت ، در همان شهر به خاك سپرده شد و سفّاح ، منصور را به جانشينى خود برگزيد و بنايى را كه ناتمام مانده بود ، تكميل كرد و هر آنچه خواست بدان افزود . سپس آنجا را ترك كرده ، شهر بغداد را ساخت و آن را مدينة السلام ناميد . منصور عبد اللّه بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب ( ع ) و خاندانش را در هاشميه زندانى كرد . يادداشت مكانهايى كه براساس معجم هجايى ذكر كرديم ، عينا همان اماكنى است كه ياقوت در معجم البلدان و عبد المؤمن صفى الدين در مراصد الاطلاع بدان تصريح كرده است . چنان كه مىدانيد بسيطه جزو اين اماكن نيست ولى استاد شرقى كه قبلا ذكرى از وى به ميان آمد ، بسيطه را ذكر كرده و گفته است : ( بسيطه ، محلهء جديدى از محلههاى نجف است كه به محلّهء غازى شهرت دارد ) و همچنين به سبب توجه و عنايتى كه متنبى به بسيطه داشته ، آن را در شعرش آورده است . شارحان ديوان متنبّى و ياقوت در معجم ، بسيطه را به عنوان سرزمينى در بيابان ميان شام و عراق ذكر كردهاند . بسيطه از سمت شام به آبى منتهى است كه به آن امر گويند و از جهت قبله به موضعى محدود مىشود كه به آن قعبة العلم مىگويند . بسيطه زمينى هموار است كه بهترين نوع شن رنگين در آن وجود دارد ولى آب و چراگاهى در آن نيست و دورترين سرزمين خداست كه مردم آن را پيمودهاند . ابو طيب متنبّى هنگامى كه از مصر به عراق گريخت ، از آنجا عبور كرد و چون به وسط بسيطه رسيد ، يكى از بردگانش گاو وحشيى ديد و آن را منارهء مسجد پنداشت و گفت : اين منارهء مسجد جامع است و يكى ديگر از آنها گفت - در حالى كه شترمرغى ديده بود - اين درخت نخلى است ، آن گاه همه خنديدند و متنبّى اين اشعار را سرود : اى بسيطه ! آهسته باش ، باران تو را سيراب كند چشمان بندگان مرا حيران كردى آنها شترمرغى را در سرزمين تو ، درخت نخل پنداشتند و گاوهاى وحشى را منارههايى تصور